X
تبلیغات
رایتل

مثل تالشی همراه باداستان کوتاه تالشی
نَنه نونی گوله روکه گِرِی ده ده پن پن گله هری
برگردان مادر گوله نون را کوچک کوچک می گیرفت پدر پنج تا پنج تا می خورد
داستان 
تالشه ننه خیلی خیلی قناعت گر و زیندگی را تقلا کری همیشه خای جوری غذا رچ آکری که غذا یا خوراک چِ اطفالی ویرسیسته ولی پیله اشکمه شو ومِردکی داری که هرده نه سیر نا ابیسته .
ننه جان هرروز خمیر گری کِع نون رچ اکری وموقه خمیر رچ آکرده خمیر گوله روکه روکه گریسته تا نون همه گله آرسی وهرچی خمیره گوله روکتر گری چه شو ویشتر هری امِاکع نشای مردکی اشکمینه هیجوری ساتن وهرچی خمیره کوله روک گری چِ شو پن پن گله هریسته..برگردان
بانوی خانه دار و قناعت گر وفوق العا ده آشپز همیشه برای زندگی خیلی تلاش میکرد ومیخواست طوری غذادرست کند که به همه برسد . ولی یک شوهر شکمو داشت
که با غذا سیر نمیشد
مادر هر روز موقعیکه می خواست خمیر برای نون درست کند گوله های نون را کوچکتر درست میکردولی هرچه کوچکتر درست میکرد شوهرش پنج تا پنج تا نان رامی خورد ومادر دستش به جایی بند نبود 
این مصداق را برای کسانی می اورند که عده ای در اشپزی اجتماع تقلا می کنند برای فرهنگ برای اموزش زحمت می کشند وعده ای بی هیچ زحمتی زحمت انها را قورت می دهندوبنام خود تمام میکنند 
زلیخا صبا

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.