X
تبلیغات
رایتل

شب های محرم باز این چه شورش است که در خلق عالم است شب الوداع (تاسوعا) در گذشته برگزاری این مراسم واقعا به اوج خود میرسید ودراینشب وشب عاشورا کمتر کسی در خانه میماند مگر افراد خیلی مسن . تا انجاییکه از گذشته در یاد هست در مساجد کمتر پخت میشد مگر در صبح روز عاشورا در مسجد به گروه عزاداران حسین شیر میدادند وخرما وحلوا توسط زنان در بین حاضرین پخش میشد در شب الوداع بعداز روضه ومرثیه خوانی تصمیم بر این میشدکه به مسجد محلهای دیگر دسته بری کنند یا از محل دیگر پیغام می امد که دارند دسته می آورند. گروه سینه زن وزنجیر زن که پیراهنهای مشکی بلندتا سر زانو می پوشیدند که در پشت کمی پایین تراز شانه دوتا سوراخ دایره مانند به اندازه سی در سی که برای وارد کردن ضربه زنجیر به پشت باز بوده واین پیراهن در دوطرف چاک دار بود. سینه زنهادر بیرون مسجد در صفی مرتب ومنظم در دوخط مستقیم که بین این دوخطیک ونیم تا دومترفاصله بودایستاده ومحتشم گو میگفت سلام الله حسین لعنت الله علا قاتلان حسین واعضای دسته با گفتن یا حسین ونوحه خوان برای راه افتادن شروع به خواندن میکرد همراهان که بادسته میرفتند زنان ودختران وحتا بچه ها ی محل بودنددر بین دسته افرادی بودن که چند تا چراغ زنبوری که به سوتکا معروف بود برای روشنایی در دست میگرفتند وهمراهان هم همه فانوس در دست داشتند..وهمه هوای هم را داشتندکه در تاریکی وکوره راههاکسی آسیبی نبیندوبچه ای گم نشودوعقب نماند وعلم را نیز علم دار به همراه می اورد وبعد از بیست دقیقه زنجیر زدن در حیاط مسجد به راه می افتادند البته محلها به هم نزدیک بودولی رفتن به محل ها در شب بسیار مشکل بود وسخت،اما شور وشوق جماعت باعث میشد که مشکلات را احساس نکنندوسختی راه را نفهمند. در ورود به محل دیگردوباره به نظم ایستاده ومسجد میزبان نیز خودرا برای پیشواز در جلوی مسجد آماده میکرد. مرثیه های که دراین مراسمات میخواندند یکی به اسم بهر الطویل بود که به این صورت بود که مرثیه خوان یک شعری را میخواندوچندین بیت پشت هم میخواند واعضای فقط باگفتن یک کلمه حسین یا افضل جواب میدادند. دسته برها بعد از خوردن شربت به مسجد خود باز میگشتندوخود برای روز دیگوشب دیگر که موسوم به شب وروز قتل بود آماده میکردند..ادامه دارد نگارنده زلیخا صبا

باز این چه شورش که در خلق عالم است
شبهای محرم :شب عاشورا(شب قتل)
در گذشتهای دور شب قتل یا عاشورا بیشتر مردم در مساجد تا صبح بیدار مانده ومی نشستند ونوحه خوانی ومرثیه خوانی ودسته بری میکردند..
وصبح هم برای دسته بری آماده می شدند .
در گذشته دسته بری در روزقتل اینگونه نبود که دسته را حتما به مرکز بخش روستا ها یا به مرکز شهر یا مجموعه بازار ببرند. بلکه اکثرا دسته را به محلی که در آن امازاده ای بنام بوده می بردند..
گروه دسته برها وزنجیر زنهابا محتشم گویی وچندین بار صلوات خواستن وجمع شدن به نظم وبا همراهان راه افتاده به طرف محلی که در آن امام زاده بود..
در محلی که امام زاده بود اهالی آن محل وسرانش وکسانیکه از محل های آورنده دسته فامیل داشتند،آماده پذیرایی می شدندوهر خانواده برای پذیرایی بیست تا سی نفر وحتی برای تعداد بیشتر غذا می پختند وکمتر کسی نهار نخورده به محل خود بر میگشت .ودر اطراف امام زاده هم بساط فروشها بساط کاسبی خودرا پهن کرده ودر حقیقت این ایام برای عموم مردم تالش یک سنت با شکوه وبیاد ماندنی بود که عظمت سالا رمردان حق را نمایانگر میشد .وهمه با خلوص نیت وبا اشتیاق مثل دیگر روسومات فرهنگی در زندگیشان بجا می آوردند..ادامه دارد
نگارنده زلیخا صبا

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.