مثثل تالشی زلیخا صبا
سرش اگه اوج و اعلا بوشو چه پاتونش مرسه
اگر سرش به اوج اعلا برود کف پاش مس است
این مصداق برای کسانی است اگر ظاهرن اعیان شوند مقام داشته باشند اگر فطرت وذات بد داشته باشند همان به اصلشان بر می گردند
زلیخا صبا

تیجره گیریه
وارش وارع دَوسته راه وریه
خِِِِِری گته تع نزونی کی بَ کیه
تنخایی مَندیره تیجره گیریه
خِدا زونو اشتع دیل کاویریه
زلیخا صبا
برگردان
ییلاق اول بهار
باران میبارد همه راها بسته شده
ابر ومه هم جا را گرفته نمیدونی کی به کی هست
تنهایی در ییلاق اول بهاری هستی
خدا میداند دلت پیش کی بند هست
عکس سینا شکوری

در سکوت سرد خانه..درزیر سایه های خاکستری زمان
در لحظه های انجماد التهاب.. در انتظار تابش خورشید
تا در زیرپرتو طلایی .. گرم تابیدن شکفتن را انتظار میکشد
متن از خودم عکس از سینا شکوری چشم انداز اولسبلنگا
ییلاقهای تلارگا .چرهپشت. رشته پشت نسرونه گیریه

گیلون شیمون امه برزه بری را
اسبه داونه کریم درزه باری را
آسیستینه نشین مرزی سزیکو
امنه واین ایته سره آوی را
زلیخا صبا
...
چه شود خدا روزی که دلم زغم جدا بود
به طرب وشادمانی زته ی دل آشنا بود
زفراق وهجریاران نکشم چنگ به رویم
که نبود اسیر ودربنددل من دمی رها بود
به خیال سفر نمودم که روم به آرزوها
بشکسته بال پروازسفری به نا کجا بود
شعر از زلیخا صبا سفر نا کجا
عکس از زلیخا
