کوکوتی تی

فرهنگ وادب تالش

کوکوتی تی

فرهنگ وادب تالش

قلیه ماسالی زلیخا صبا ماسال تالش

قلیه ماسالی تالش
مواد لازم بلش - پیاز- هویج= باقلی مازندرانی- لبو -- دوشاب وآردبرنج 
طرزتهیه
ابتدا بلش یا چوچاق را که مقدارش به نسبت مواد دیگر بیش تر است با پیاز که دوعدد متوسط است خوب خردکرده در قابلمه ریخته وتا نصف بیشتر در قابلمه اب می ریزیم وبعد باقلی مازندرانی را به انداز ه صد تا دویست گرم البته با قلی خشک و نیز هویج ولبو هم باندازه کافی حدود چند عدد ان دیگر بستگی به ذایقه دارد خرد کرد ودر مواد در حال جوش می ریزیم وقتی که مواد خوب پخته شد دوشاب وارد را با اب حل کرده وبصورت مایع در اورد ه وداخل مواد می ریزیم وبعدا ز چند جوش بطوریکه بوی خامی ارد از میان رفت ووقلیه خوب جا افتاد ونوش جان می کنی
د

دومه دومه مزا زلیخا صبا ماسال تالش

دومه دومه مزا در ییلاق
یکی از بازی های دست جمعی دختر بچه ها وحتی جوانها در ییلاقات در گذشته ودر ارامش محیط پر انرژی ییلاق که به دور از همه همه های امروزی بود بازی دستجمعی نشاط آفرین بچه ها ونوجوانان وحتی جوانان فرقی نداشت چون با این هم آهنگی بینشان صمیمیت ودوستی بوجود می آمد وبچه از بزرگتران خود آمادگی کار وایستادگی در برابر مشکلات را می آموختند و زبده ونترس بار می آمدند
دومه دومه مزا (بازی گرگ وچوپان)بود . که یک نفر که از همه بزرگتر بود چوپان
بقیه بره وگوسفند می شدند و 
درردیف پشت هم را میگرفتند واخرین نفر که پشت به بقیه میایستاد سگ گله میشد ویک نفر هم که ظاهراخشن تر بود ودور این گروه در حرکت بود گرگ میشد وهی داد میزد 
گِرمو گِرم وچوپان هم میگفت نِشای گِتن وگرگه که با قسم وتهدید میگفت 
چمِ گاز تری تره چوپان میگفت اِسپه ای دارم جنگی تره وچمِ داز تری تر ه وبه این تر تیب بازی با شور ونشاط ادامه می یافت وگاهی گرگه یک بره ای را هم از این وسط میبرد جالب توجه این بود که بچه ها به شدت غرق در صحنه میشدند ونفری را که گرگ میشد گرگ می دانستند وجیغ ودادشان به هوا بود

نوشتار زلیخا صبا.... 

دیر زمانیست زلیخا صبا ماسالی تالش

دیر زمانیست که نگاهم به افق
به گذر گاه عبور.. که بیابم نشانی زهمزاد خودم
همره چلچله ها بار سفر بست و برفت
به دیار ی دیگر
به دیاری که کسی قهر نباشد
همه چیز رنگ صفا، آسمانش آبی
خورشیدش گرم وملایم
به دور ازاین همه غوغا وهیاهوی زمین
جای هر قهر وغضب لبخند است
مهربانی در توی باغ دل هم میکارند
وهوایش پراز آرامش، وفضایش پراز آسایش
ایا این چنین جایی هست؟.... در گذر گاه زمان؟
شعراز زلیخا صبا 

دیلم نا دوبیتی زلیخا صبا ماسالی تالش

گیریه کوه خِر دَری دومنی  نَرگِز
تَرسِم تِ نی بِشی دِع مای نی هَرگِز 
همه وان اَز تِ کو دِع دس بِ کَشم
زووونشون لال بوبو دیلِم نا هَرگِز
زلیخا صبا

مایه مزا زلیخا صبا تالش ماسال

مایه مِزا (بازی)... این بازی که با پنج سنگ کوچک بین چند نفر انجام میگرفت .
به این صورت بود که ابتداسنگها را روی زمین پخش میکردند ویکی از سنگهارا به انداز ده تا پانزده سانت به هوا پرت کرده ویکی یکی سنگها را از روی زمین بر میداشتند و بعد دو تا دوتا وبعد سه تایی وچهار تا را باهم از روی زمین بر میداشتند و بعد همه را روی زمین پخش میکردندوانگشت شصت وانگشت وسطی را روبه روی سنگها بصورت یک نیم دایره باز میکردند و ورقیب بازی یکی از سنگهارا عروس قرار میداد وبازیکن باید یکی از سنگهارا به هوا پرت میکرد ودر این فاصله سنگها را یکی یکیو دو تا وس تایی وچهار تا از سوراخ رد میکرد واگر دراین بین سنگ هوا رفته به زمین می افتاد می سوخت واخر سر سنگ عروس را با یک حرکت سریع از سوراخ دست رد میکرد وبه این ترتیب بازی ادامه می یافت و اخر سر برنده بازی برای سوزنده ها جریمه در نرمیگرفت واین جریمه ها که روی دست سوزنده پیاده میشد شامل روغن. مشت چنگ. تبر. وداس بود.که برنده که با دستش حالت های این ابزار در روی دست طرف انجام میداد
نوشته ومتن از زلیخا صبا