کوکوتی تی

فرهنگ وادب تالش

کوکوتی تی

فرهنگ وادب تالش

شب نشینی زلیخا صبا ماسالی تالش

شب نشینی های قدیمی
سالیان خیلی دور که هنوزتکنولوژی مدرن امروزی مثل انترنت وتلویزیون وحتی رادیو در جامعه وخانواده نیامده بود، مردمان سرزمین تالشی زبان در شب های بلند پاییزی وزمستانی ساعت های اولیه بعداز شام را به شب نشینی می رفتند.
این شب نشینی ها بین فامیل ها اگر نزدیک هم بودندویا همسا یه های صمیمی که در غم وشادی هم سهیم وشریک بودند. ویا خانواده هایی که تعدادفرزندان زیاد وهمگی دور وبرشان بودند،بعداز شام در خانه یکی که معمولا بزرگ خانواده ویا همسایه بود جمع می شدند وضمن خوردن شوچره وانجام کارهای دستی مثل بافتنی ویا ریزه کارها که برای انجام کار های روزانه باید اماده میشدمشغول وگوش وچشم هم به دهان راویان در جمع که به نقالی ویا مفسر وقایعی که در روز از اینجا وانجا ودور ونزدیک شنیده بودند وراجب اوضاع واحوال مملکت وشهر واستان همه را تعریف میکرد ند دوخته میشد و عده ایهم یا انرا در ذهن مسپردند وبعد سینه به سینه پخش میشد ویا به عنوان ثپت وقایع می نوشتند .
وگاهی هم نقالی می کردندوداستان شاهان وجن وپری وغول همه را با آب وتاب در حالیکه نفسها در سینه حبس بودوچشم ها به دهان راوی دوخته..واین داستانها به حدی هیجان اور بود که شنونده جوان تا صبح خوابش نمی بردویا کتابهای داستان را هرشب سواد دار جمع شب نشینی میخواند وبا گذاشتن علامت برای شبهای بعدی شنونده هارا در خماری وانتظار می گذاشت.
گاهی هم بر حسب اتفاق در این جمع شب نشینی های شبانه رمال وطالع بین هم بودند ورمل اندازی وطالع بینی برای جمع می کردند ویا ماجرا های حیرت آوری تعریف میکردند ویامسافران ترک زبان که در خانه های مردم تالش زمستان را سپری می کردنداواز های دل نشین ترکی وداستانهای به زبان ترکی میگفتند وبه این ترتیب اغلب افراد خانواده از انها زبان ترکی را یاد می گرفتند

وبه این ترتیب روزگار می گذشت واین بهترین تفریح سالم مردم روزگاران بود
متن زلیخا صبا

چهار شنبه خاتون زلیخا صب ماسالی تالش

چهار شنبه خاتون
چهار شنبه خاتون دختر بهار که ابتدا به میمنت ورودش بنفشه وپامچال به پیش واز می آیندوهمه جا عطر آگین میشود 
رسم بر این بوده وهست در تالش وماسال برای امدن وخوش امدگویی بهار ابتدا چهار شنبه خاتون که فرشته خیر وبرکت وسلامتی است به خانه ها بیاید ومژده آمدن بهار را بیاوردبنابراین مردم تا لش باوردارندتا قبل ا ز شب چهارشنبه سوری وامدن چهار شنبه خاتون باید محیط زندگی واطراف خودرا از گرد وغبار وآلودگی که مایه نکبت وفلاکت میشود پاک کرد وعقیده دارند در غیر این صورت چهار شنبه خاتون به این خانه ها نمی آید وقهر وغضبش نصیب این خانه ها میشود .پس خاک وکهنگی را باید از همه چیز دور کرد .
ابتدا خانه تکانی میکنند وشیرینی وحلوا درست می کنند ورخت ولباس نومیدوزند ودر غروب اخرین سه شنبه با روشن کردن وآتش زدن هفت مجموع بوته در هفت جا با گرما وروشنایی ونیت کردن وارزوی سلامتی برای خود وخانواده وپریدن از رویش وگفتن چمع زردی تع رابوبو ..اشتع سری مع را بوبو وبا هل هله وهفت بار پریدن این مراسم آتش تمام میشود .
در قدیم در شب چهاشنبه در چند ظرف آب جمع می کردند تا صبح فردا همه افراد خانواده با ان آب حمام کرده تا کسالت سال قدیم از تنشان بیرون برود غذای چهار شنبه سوری که باید از مواد غذایی سبزینه دار مثل ترشه تره وسبزی پلو وماهی بوده وهست وقبل از اینکه افراد خانوده از غذا بخورند از هرکدام مقداری را در کاسه می ریختند ودر یک مجمعه کوچک گذاشته در روی صندق برنج در ایوان خانه می گذاشتند تا چهارشنبه خاتون در نیمه شب می امده واز آن غذا می خورده ومی چشیده ودر عوض خیر وبرکت وشادی را نصیب ان خانواده میکرده است 
از بیاد مانده های رسوم چهار شنبه خاتون زلیخا صبا 

ضرب المثل تالشی زلیخا صبا ماسالی تالش

ضرب المثل تالشی 
کلاچ شه بازی مِتِمونی بِکرهِ اِشتن مِتهِ ویرش آشه
کلاغ رفت مثل باز رفتار کند ورفتار وراه وروش خودش را هم یادش رفت 
این مثل مصداق کسانی است که میخواهند در زندگی همیشه از دیگران پیروی وتقلید کنند وانقدر در این کار پیش میروند که سر در گم میشوند خودشان واصلشان هم یادشان میرود

عروسیهای ماسالی زلیخا صبا ماسال تالش

رعروسیهای ماسالی وتالشی قسمت نهم

بخش اخر
همانطوریکه گفته شد در گذشته در عروسیها اگرکسی دوران ورونما میداد وصاحب عروسی در عروسی فرزندانش جبران میکرد واین رسم هنوزهم کما کان به قوت خود باقی است ..
در روز آخر عروسی کشتی گیران جوان محلی با هم دست وپنجه نرم میکردند وهرچند نفر که پیروز میدان می شدند بوروم ها را صاحب میشدند وبعد از مراسم اجراکنندگان بزم هم حق الزحمه خودرا میگرفتند ومیرفتند .
صبح بعداز اولین روز عروسی برای اینکه عروس خانم دستش باز و برای شروع فهمیدن راه وروش خانه شوهر اول یک سینی برنج را برای پاک کردن در جلویش میگذاشتند تا افراد خانواده اورا ببینند بخصوص مادر شوهر..
بعداز آن شروع به باز کردن جهاز عروس میکردندو می چیدند

عروس های خیلی زمان دور رسم ب این داشتندکه اگر داماد اقوام وفامیل دار بود مثل دایی ها وعموها وبرادرشوهر ودوستان که در عروسی دوران داده بودند وسر دوران بودند باید برای هرکدام یک جفت جوراب رنگی پشمی که اکثرا باید دست بافت خودش میبود به همراه مهر وتسبیح آینه وعطر وشونه کوچک جیبی میفرستاد بنابراین باید حدود صد تا صدوپنجا جفت جوراب تهیه میدیدودر آماده کردن اینهمه جوراب بیشترفامیل های عروس مثل خاله ها وعمه ها ودیگر فامیل کمک میکردند وتهیه این همه برای مادر عروس سخت بود بخصوص اگر چند دختر هم اگر داشت وعروسی به این ترتیب به خوبی وخوشی پایان می یافت .
ایشالله عروس وداماد های همه دوران خوشبخت باشند.
نگارنده زلیخا صبا

ونجومه کباب ماسالی زلیخا صبا ماسال تالش

سیاه ونجومه کباب ماسالی(فسنجان کباب بادمجان)
این خورش که بسیار خوشمزه ودرست کردنش ساده ودر عین حال یک خورش گیاهی سالم میباشد وشاید بعضی از تالش زبانها به طریقی دیگر انرا درست کنند .
مواد لازم بادمجان چهار تا شش عدد
مغز گردو سابیده به زبان قدیم یک سِنگه خال وبه رسم امروزی یک کاسه مونی لیکس،
رب انار دوقاشق غذاخوری، نمک وفلفل وزردجوبه ودارچیین به اندازه طمع دادن غذا ،
طرز تهیه وپخت:
ابتدا بادمجانها که گوشتی وتقریبا بدون دانه انتخاب کرده بعداز شستن پوست گرفته وبه اندازه دوتا سه سانت از سر وته بادمجانها به پایین چهاربرش داده وداخلش را خالی میکنیم
ومغز گردورا که سابیده شده رب انارزده وادویه جات را اضافه کرده خوب مخلوط میکنیم بعد داخل قابلمه را به اندازه پنج سانت چوبهای نازک یاچنگال ویا ازسبد زود پز که پایه دار است گذاشته که بادمجانها به کف قابلمه نخورد ومقداری اب میریزیم وبادمجانهارا برروی این سبد می چینیم ودر قابلمه رامیگذاریم در روی حرارت ملایم قرار میدهیم..
وبعداز تمام شدن اب وپخته شدن بادمجانها با بخار انهارا در یک ماهیتابه خالی کرده وبا قاشق خوب له کرده وبا مقدار کره تفت میدهیم و اماده روی سفره می آوریم ویک خورش خوشمزه با برنج یا نان مصرف میکنیم... نوش جان
نگارنده زلیخا صبا