کوکوتی تی

فرهنگ وادب تالش

کوکوتی تی

فرهنگ وادب تالش

ژه کری زلیخا صبا ماسالی تالش

در گذشته های دور شیر زنان سرزمین تالش که وسعتش از ماسوله تا استاراخان می باشد بعداز برداشت محصول از مزرعه برنج هرروز یا یک روز در میان در گوشه ای از تیلاوار ویا در زیر یکسقف پره مانند تنهایی یا به کمک یک یاورروزی دوتاسه کوهه( هرکوهه سی کوتاله وهر کوتاله هفت چنگه وهر چنگه یک مشت شالی بود)با این وسیله که اسمش گوچین که ساخت دست چوتاش یا چوب تراش های محلی بود که هر ساله زمان خرمن کوبی یا ژه کری درمحل می فروختند وبعداز خرید مردان خانواده انرا قالب بندی میکردندتا بصورت انحنا در آید تابرای کوفتن برروی شالیها برای کوبنده راحت باشد .به ژه یا چو تبدیل میکردند
متن زلیخا صبا

مَبرَم دوبیتی تالشی زلیخا صبا ماسالی تالش

مَبرَم تنی مِرا دیلم پور آبو
از نی بِرَمم نی چمم کور آبو
اِشتع دوریکو مِن کم غِرصه هَرده؟
تَرسِم اَسرِکینم دریا پور آبو 
شع از زلیخا صبا

برگردان

 گریه نکن برای من دلم میگیرد

من هم گریه می کنم چشمم کور می شود

من از دور ی توکم غصه خوردم؟

می ترسم با اشگهایم دریا پر شود 

عدس پلو زلیخا صبا ماسالی تالش

عدس پلو 
مواد لازم عدس1/5پیمانه 
برنج 4 پیمانه 
شوید خشک به اندازه 
کشمش یک بسته دویست گرمی 
پیازیک عدد متوسط 
گوشت چرخ کرده نیم کیلو 
نمک وزرد جوبه به اندازه 
طرزتهیه
ابتدا برنج را شسته وبرای مدت سه ساعت به همرا دوقاشق غذا خوری نمک خیس می کنیم. وعدس را شسته با نمک می پزیم وگوشت چرخ کرده نمک وزرد چوبه زده اگر بخواهیم بصورت قلقلی ریز داخل غذا بریزیم که یک پیاز در ان رنده ریز میکنیم وبعد بصورت قل قلی ریز درست کرده وسرخ میکنیم ویا ینکه با پیاز گوشت چرخ شده را سرخ میکنیم و یک دونه هویج را نیز رنده درشت کرده تفت داده وکشمش را نیز یک تفت کوچک می دهیم وکناری می گذاریم .
ابتدا اب راکه داخلش مقداری زردجوبه به اندازه یک قاشق چایخوری برای خوش رنگی برنج میریزیم وقتی اب جوش امد برنج را داخل آب میریزیم وقتی دانه برنج از اب با لا امد وری کرد برنج را در ابکش می ریزیم وکف قابلمه روغن میریزیم ویک سیب زمینی را پوست گرفته ورنده درشت می کنیم ودر کف قابلمه می ریزیم ویک کفگیر برنج می ریزیم و رویش مقداری شوید ریخته وبعد یک کفگیر عدس وبعد قلقلی الا اخر وبعداز همه این ترتیبها در رویش مخلوط کشمش وهویچ را می ریزیم وبعد از پنج دقیقه که بخار کرد بمدت چهل دقیقه با حرارت ملایم می گذاریم دم بکشد دوستان این پلو را که بعضی از موادش را من به دل خواه اضافه کردم بسیار خوشمزه وباب دل واشتهای بچه هاست لبته با مرغ عدس پلو خوشمزه میشود
از زلیخا صبا

نوروز خوانی زلیخا صبا ماسالی تالش

نوروزه خونی (نورو ز خوانی)
نوروز خوانی در زمانهای قدیم یکی از ایین های بسیار زیبا وخوش آیندی بود که در اخرین ماه زمستان وبا رویش بنفشه های کنا رجویبار ها وچشمه ها تا قبل از شب چهارشنبه سوری توسط نوروزخوانهادرشب ها بعد از این که مردم شام خورده ومیخواستن بخوابند در سرزمین تالش و ماسال اجرا میشد شاید این زمان هم نوروز خوانی در شهرها ی کوچک ویا روستاها اجرا شود ولی به سبک وسیاق سابق نیست.
نوروز خوانها که معمولا سه نفر بودند وهم آوایی میکردند و هرشب بخصوص بچه ها مشتاقانه منتظرشان در رختخواب بیدار می ماندند تا بیایند. چون نوروز خوانها باآمدنشان در دم در برایشان نوید امدن عید نوروز را می دادند.
نوروز خوانها سرودهای با ریتم وآهنگ خاصی می خواندند که بسیار به گوش خوش آیند بود که یکی این بود ... بدو بهاران آمده گل در گلستان امده مژده دهید ای دوستان.. عید نوروزان آمده
یا بعد از خواندن نوروزی می خواندند خدا عمرت بده ای خانه صاحب ... عروسی عزیزانت ببینی و بعداز خواندن یک شاخه کوچک شمشاد به جفت در میزدند که نشانه سر سبزی بهار وفصل رویش بود و در ضمن نوروز خوانها برای رفتن به محله های مختلف یک فانوس برای روشنایی راه وهر کدام یک چوب دستی وبرای اینکه شناخته نشوند سروروی خودرا خوب می پوشاندند و بعداز خواندن صاحب خانه برای خوش نوایی وامدن بهار وسال نو به انها برنج ویا پول میداد ولی اغلب برنج می دادند
نویسنده متن زلیخا صبا

آن مسافر شعر نو زلیخا صبا ماسالی تالش

آن مسافر که نگاهش به افق
به گذر گاه عبور
تا بیابد نشانی زهمزاد خودش
همره چلچله ها بار سفر بست وبرفت
به دیاری دیگر
به دیاری که کسی قهر نباشد به کسی
همه چیز رنگ صفا 
آسمانش آبی

خورشیدش گم و ملایم تابد
به دور از این همه غوغا و هیاهوی زمین
جای هر قهر وغضب لبخند است
مهربانی توی باغ دل هم میکارند
وهوایش پراز آرامش ...وفضایش پراز آسایش
این چنین جایی هست در گذر گاه زمن 
از زلیخا صبا