ای نگار
که عمریست گوییم به تو ای نگار
خدایا چنان کن سرانجام کار
زمستان رفت و امد بهار
خدایا نباشد دلی بی قرار
که داریم بسی آرزو بی شمار
که باشد زیبا این روزگار

ضرب المثل تالشی
ای سَرن حاضری نا ظرینه
یعنی بعضیها همیشه منتظرند که دیگران زحمت بکشند وهمه چیز را آماده کنندواجراکنند انها فقط اوامر شانرا بگویند وفیضش را ببرند و بنام خود تمام کنندویا بقولی تع پدارو تع ویدارو تع ببر اَز تع را ودا!!!!!!رم تع ببر یعنی یکی بود زیر کار در روبود میخواستند از ش کاری بگیرند به بقیه می گفت شما بکشیدشما بلندکنید وشما ببرید ومن فقط دست را روی بار میگذارم و نفس زدنش را انجام میدهم و مثل این گنجشکها دنبال دانه به دشت نمی روند نشستند روی دست این خانم دارند غذای اماده را می خورندواین عادت دادن به تنبلی نه تنها انسان بلکه همه موجودات است ای بشر به کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برمه لوعه دهن هزاره رنگه

در انتخاب را ه
به کدامین نقطه می اندیشی
به دشت وسیع سرزمین سپید
یا به مقصدی در چهار دیواری خیال
یا گیج ومنگ در گذر جاده های تنگ
حیران که کجا باید رفت
شعراز زلیخا صبا

ضرب ا لمثل تالشی
دیل بی بسی تا چمی کو اَسرک با
منظور تا دل نسوزد از چشم اشگ نمی اید
این مثل در باره ادم سنگ دل صدق میکند
زلیخا صبا
