آن مسافر..که نگاهش به افق .به گذرگاه عبور.. تابیابد نشانی زهمزاد .خودش
دیر زمانیست.همره چلچله ها بار سفربست وبرفت بدیاری دیگر
بدیاری بدور از همه غوغا وهیاهوی زمین... جای هر قهر غضب . لبخند است
مهربانی توی باغ دل هم میکارند .هم چیز رنگ صفا آسمانش آبی ..خورشیدش گرم وملایم
پراز آرامش ... اینچنین جایی هست؟

حلواسازه شوی پیله برا را
حلوا گوله آدَین حلوا سازی را
دَنگو .دَنگو. دَنگو . دَنگه صدایا
چِ حالی نی ایستا خاصه خِدایا
شعر از زلیخا صبا عکس از عباس میره جنی
برگردان شعر در شب که حلوا (.همان شیرینی عید)
دنگیه حلوا در ماسال وشاندرمن وتالش
که میخواستند درست کنند گوله حلوارا برای برادر بزرگ که دربالای دنگ مینشست میدادندکه به بقیه بدهدتا درست کنند
صدای دنگو دونگ همه جا میپیچید
چه حالی بود وداشتیم خدای قشنگ
در ماسال و شاندرمن وتالش سالهای قبل که شیرینی خانگی ودرست کردن حلوا در ایام جشن نوروز بیشتر مرسوم بود کسی از بیرون وبازا ر برای جشنها ومراسمات شادمانی شیرینی بخصوص ایام عید تهیه نمیکردند بلکه خود به درست کردن شیرین نوروزی وجشنها می پرداختند. که این شیرینی حلوا نام داشت وانواع ان حلوای ضیابری ودنگیه حلوا و یا تبکه تونی ..برای درست کردن حلوای دنگی ویا دنگیه حلوا :
در ابتدابرای این کار یک ماه مانده به عید بانوان تالشی برنج ها را الک کرده وخرده های برنج که به میان دانه وبه تالشی(خبیس)معروف است جدا کرده وخوب پاک میکردند..وبرای آرد کردن به کارخانه یا آسیاب می فرستادند ،
وبعداز تهیه آرد باز بانوان هر خانواده یکی دوهفته مانده به عید هرچند من : چون در تالش وماسالوشاندرمن مقیاس اندازه گیری به من بوده وهست ارد را که برای تهیه حلوا در نظر گرفته بودند در تابه یا تاوه سفالی تفت داده وشکر ودوشاب مات کرده ویا عسل را آماده کرده وکره را اماده وداغ کرده وبرای درست کردن حلوا در شبی که مراسم حلوا سازی بود اماده میکردند وحتی گزنه را که قبلن برا ی تزیین گوشه حلوا دنگی خشک کرده بودن در روغن تفت داده واماده . می گذاشتند.
در شب حلوا سازی جوانان محل وفامیل در خانه حلواساز جمع می شدند وبا شور ونشاط فراوان دور دنگ (وسیله چوبی به اندازه درازای 3 تا 4 متر وبه پهنای 30 تا 40 سانتی متر وبا لبه ای نازک و ته پهن وبه بلندی 20 تا 25 سانتی متر ) می نشستند ویکی در بالای دنگ می نشست که سر دسته بود که گوله های خمیر که چند بانو در حال خمیر درست کردن آرد تفت داده شده با شکر مات شده وکره ویا دوشاب وعسل گوله میکردند وبه سر دسته میدادند وسر دسته گوله ها را بین حلواسازها پخش میکرد وبعد حلوا سازها با کوپون که به وسیله ان گوله خمیر را رو دنگ پهن کرده وحلو را باریتم خاصی می ساختندودر گوشه قاچ حلوا رابا گزنه سرخ شده بک گل کوچک هم درست کرده وبا کوپون رویش می کوبیدندوبعد با چاقو که یک نفر مسئولش بود حلوا به صورت سه گوش می بریدند وبه این ترتیب تا صبح به حلوا سازی مشغول می شدند
متن از زلیخا صبا عکس از عباس میره جنی

مثل تالشی زلیخا صبا
داولت بَ سر بیمه
یعنی خوشوقت شدم واقبال خوب به من روی اورده
این را کسی وقتی بر زبان می راند که یک خوشی وشادی نصیبش شده باشد

عروسی های ماسالی تالشی قسمت ششم
شب حنا بندان
در زمانهای گذشته در ماسال وسرزمین تالش نشین وتالشی زبانان رسم بر این بود که :
در شبی که قرار بود حنا بندان باشد ،که روز بعدش عروس خانم به سلامتی با دعای خیر پدر ومادر خداحافظی کرده وراهی خانه داماد می شد در دو خانواده ول وله ای .
در هر دو خانواده عروسی بر پا بود.
در این شب فامیل ها ودوستان خانواده عروس هم به خانه عروس می رفتندو آماده می شدند برا ی شب حنا بندان.
در خانواده داماد بعداز صرف شام آماده برای رفتن به خانه عروس برای حنا بندان واجرای این مراسم زیبا نیز به خانه عروس می رفتندبه همراه ساز ونقاره.
در شب حنا بندان خواهر عروس وخواهر دامادبا پوشیدن لباس زیبای محلی تالشی وگذاشتن وسایل حنابندان که شامل حنا وشیرینی وچیزهایی که در ان زمان مرسوم بود در دوسینی یا در دو مجمه برروی سر گذاشته وارد مجلس حنا بندان می شدند ودور میزدند وخواننده مجلس هم با آوای تالشی شروع به خواندن میکرد وحال هوای مجلس را دگر گون میکرد.
بندون بندونه شنار.. حینا بِندونه شنا ر
کینه نَنه را مَوایه کینه مهمونه شنار
سازه ژن ساز مَژن نَنه بِرمع کینه مهمونه شنار
بعد از دور زدن و پول انداختن فامیل ها در دومجمه که این پول مال دوخواهر بود به این صورت پولی که در مجمه خواهر داماد بود مال خواهر عروس وپول مجمه خواهر عروس مال خواهر داماد بود.
خواهر ها سه بار مجمه را بر زمین میگذاشتند وتانزدیک سر عروس وداماد می بردندونیت برای خوشبختی عروس وداماد میکردندوبعداز این مراسم انجام این کار دونفر از خانم های خوشبخت وزرنگ فامیل جلو می آمدندیک دست عروس وداماد را بر روی سرشان می گذاشتندوکمی حنا درآن میگذاشتندویا دست عروس وداماد را بصورت ضربدر برهم قرار میدادند ودر آن حنا میگذاشتندوبقیه حنا را دور مجلس می گرداندند ودختران دم بخت هرکدام به نیت خوشبخت شدن واینکه بختشان باز شود از آن حنا بر میداشتندوشب حنا بندان بعداز خوردن شیرینی و شادی هلهله ورقص وپایکوبی پایان می گرفت
نگارنده زلیخا صبا

عروسی های ماسالی تالش قسمت هفتم
گِشه بری (عروس بردن) (1)
در این روز با شکوه برای عروس ودامادوشادی بخش برای دوخانواده ودوستان وآشنایان فضا ی حاکم حال وهوای دیگری داشت بخصوص در دو خانواده.
در خانواده عروس یک حس حزن انگیزی حکم فرما بود چون دخترشان وپاره تنشان از آنها جدا میشدونگران آینده وخوشبخت شدنش بودندوخانواده داماد شاد بودند که پسرشان سر وسامان میگیرد.
در زمان دور که هنوز ماشین به مناطق تالش وبخصوص بین محلات ماشینی در رفت وآمد نبود اصلا جاده ای برای تردد ماشین نبود ،برای اوردن عروس از محلی به محل دیگر از اسب استفاده میکردند.
به این صورت که سوارانی از زنان ودختران جوان ومردان طایفه وفامیل سوار بر اسب های زین کرده برای اوردن عروس راهی میشدندبه همرا سازو نقاره..
جالب ترین صحنه در روز آوردن عروس همان سوار کاران بودند که تارسیدن به خانه عروس بین مسیر دوخانه سوارکاری میکردند گاهی حالت مسابقه ای داشت وتاوقتی که وارد حیا ط عروس می شدند.
دراین زمان عروس وهمراهانش اماده حرکت بودند.
عروس خانم که لباس زیبای محلی پوشیده ویک ساتن دور دوزی شده سفید یا قرمز بر روی سر انداخته بود یک آینه کوچک به نشانه روشنایی ونوربودکه عروس به همراه خودبه خانه بخت میبردنیز بر روی پیشانی بر روی این ساتن سنجاق میکردند وبا دعای خیر پدر ومادر اماده بیرون امدن از در خانه میشد در این موقع برادر عروس سر در میایستاد وکسیکه میخواست عروس را از در بیرون بیاورد باید به برادر عروس سر دری میداد.
دراین هنگام پدر ومادروحتی عروس یک حس دلتنگی داشتندونوازنده سازهم با نواختن ساز به این حس دامن میزد.
دست عروس را میگرفتند واورا سوار بر اسب آراسته مخصوص عروس میکردند.
دراین موقع سوارکاران در دوطرف عروس در تاخت وتاز بودندیعنی تا مسافتی می رفتندو دوباره به نزدیک اسب عروس برمی گشتندوبه این ترتیب با شادی وهل هله عروس را که تعدادهم فامیل های عروس هم به این سوار کاران اضافه شده بودندتا خانه داماد همراهی میکردند... ادامه دارد
نگارنده زلیخا صبا
