کوکوتی تی

فرهنگ وادب تالش

کوکوتی تی

فرهنگ وادب تالش

اَوه سالن زلیخا صبا ماسال تالش

له له ژن له له بژن تالشه سازن ویرم آ 
اَوه سالن ویرم آ اوی آبه سالن ویرم آ
گیریه سر مغربه سا آفتاوه نش
گادوشی ماله دخون 
موندهون ونگن ویرم آ

اوه سالن ویرم آ اوی آبه سالن ویرم آ
کوچه روز مفرشه بار چاروادارن 
اسبه سوارن ویرم آ
اَوه سالن ویرم آ اوی آبه سالن ویرم آ 
زلیخا صبا

دوران زلیخا صبا ماسال تالش

دوران 
درعروسی های ماسال و شاندرمن ودیگر مناطق تالشی زبان وتالش نشین درگذشته وهمچنین تا این زمان کماکان رسم براین بود وهست که هرکسی برای پسر خود عروسی میگیرد و میگرفت مدعویوین به رسم ورسومات زمان بعد از صرف شام ویا نهار مبلغی را به اندازه توانایی خود دوران میدهندومیدادند .
دوران کردن در گذشته به این صورت بود که چون عروسی چند روز ادامه داشت هردسته از مهمانان که می آمدند بعد از صرف شام دوران گر به همرا ه یک دی یاره ژن(دایره زنگی) در مجلس می آمد ویک نفر که سر دوران میشدووضع مالیش از بقیه بهتر بود ویا از بقیه حاضرین بزرگتر بود دی یا ره زن در جلوش می نشست وچرخی میزد، اول پولی به عنوان دسخوش به او میدادند وبعد مبلغ دوران را به دوران گر میداد ندودوران گر پول را می شمرد به اومیگفت خدا تع برکت بده اشتع زوعه عروسی را ودر کیسه یا پاکت بزرگ میگذاشت ومینوشت که چه مبلیغی فلانکس داده تا صاحب عروسی هم همین مقدار را در عروسی پسرش پرداخت کند. 
وبه همین تر تیب دورانیها که جدا از بقیه حاضرین در عروسی در یک اطاق می نشستند یکی یکی به ترتیب مقداری پولی را که باید میدادند دورا ن میدادند وشیرینی ونُقلی را بر دهان میگذاشتند ومبارکباد میگفتندوکسانی در عروسی ها دوران میدادند انتظار داشتند صاحب عروسی هم حتمن به عروسی فرزندانش برود وجبران کند واین یک رسم بلاعوض نبود وحتا اگر یک زمانی وضعیتی پیش می آمد که اگر نمی توانستند در عروسی شرکت کنند باید دورانش را میفرستادند ودر حقیقت یک نوع بده بستان بود در خانواده دختر هم مدعوین بیشتر کادو میدادند ودراین زمان بیشتر مبلغ به عنوان کادو یا هم که چون عروسی تالا ر است سکه ویا مبلغ به خود عروس وداماد می دهند ولی در زمان قدیم در خانواده داماد به پدر داماد که خرج وهزینه عروسی بر دو ش پدر بودتعلق می گرفت شاد باشید با سپاس 
نگارنده زلیخا صبا
عکس از نت

ضرب المثل تالشی زلیخا صبا ماسالی تالش

مثل تالشی: زلیخا صبا
هنته همه کوسیر ابیمه کع گدا عیده روز حلوا بَهرع سیر آبو 
معنی انقدر از همه بیزار شدم که گدا در روز عید انقدر حلواو شیرینی خورده باشد وسیر شده با شد
واین مثل و مصداق برای کسانی اورده میشود ویا کسی بر زبان میراندکه از همه طرف مورد هجوم وبی وفایی وضربه دیده باشد وان وقت است احساس وابراز انزجار میکند ومی گوید از همه کس وهمه چیز سیر شدم 
زلیخا صبا

آتشیره زلیخا صبا ماسال تالش

خاکی بنی آتشی ره تع زونی؟
اَگه فو دَبیره همه ویسونی
خشک وهیست هیچ تع را فرقی نِدارع 
سیسته دیل،آسِراونده نزونی؟
شعر از زلیخا صبا
برگردان
آتش زیر خاکستری تومیدانی؟
اگر فودت کنند همه را میسوزونی
خشک وتر برای تو فرقی ندارد
خنک کردن دل سوخته را نمیدونی؟

چم ب راه زلیخا صبا ماسال تالش

دِ چمم دَری کو بَ تا .دَر آبو...دوچشمم به در ماند تا در باز بشه
اشتِ قَدی وینم دیلم شاد آبو ...قدوبالای ترا ببینم دلم شاد بشه
بَمِرم اَز اِشتِ.قَدو بالا را.. بمیرم من برای قد وبالای تو
هیچ غَمی مداری دیلر شاد آبو ..هیچ غمی نداشته باشی دلت شاد بشه