اگرخواهی که چندی بیش باشی
مروت پیشه سازو کن جوانمردی
نباش مغرور در این دنیا.
.که چون قارون هم گردی
که اخر رهسپار گور میگردی
و هرچه نزدتو زیبا و بی همتاست
بماند بی تودر دنیا ودور میگردی
زلیخا صبا

انتظار
درقبال نسیمی زرویای دور
با قلبی پرامید
نشسته ام به انتظار
ثابت واستوار شاید رسد بهار
زلیخا صبا

مراسمی برای برگزاری عروسی در گذشته در ماسال وشاندرمن و،تالش برای برپایی این مراسم
عروسی:
در زمان ها گذشته آداب ورسومی بود که باید صد در صد هر کسی به نسبت وضع وتوان مالی خودش ان را به جا می آورد.
البته این مراسم در مناطق مختلف تالش زبان با مختصر تغیری صورت می گرفت. ولی بیشتر عروسی ها در پاییز وپس از برداشت محصول وکار کشاورزی انجام میگرفت .واز چند جهت مورد قبول وبه صرفه بود..
وفرقی نمی کردکه گرفتن عروسی مال چه طبقه ای از مردم است . کشاورز یا غیر کشاورز ..وبیشتر عروسی ها را درمهر وآبان بر گزار میکردند.. عروسی ها چون دورانی بود ومعمر در آمد مردم کشاورزی بود بنا بر این در این زمان دغدغه مالی کمتر داشتندهم برای دوران دادن و هم برای عروسی گرفتن واینکه فکرشان از قشلاق وییلاق و سرما وگرما در این زمان راحت بود..چون عروسی یک روزه ودر تالار نبود بلکه چند روز ادامه داشت.
برای آماد شدن عروسی از یک ماه قبل همه کارهای لازم را میکردند. خانه تمیز کردن وپاک کردن برنج وحبوات مصرفی وسرخ کردن پیاز ،که از فامیل وهمسایه ها برای کمک یاور می کردندو(برزه آویسی)گردو برای فسجان کباب عروسی می شکستند. وتهیه وخرید گوسفند،خرید رخت ولباس وقرار دادبستن با سازنده ونوازنده وخلاصه بروبیا وهل هله هم در خانه عروس وهم در خانه داماد بر پا بود ودراین مدت هم خرید عروس را از قبیل لباس وطلا وفرستادن خیاط برای دوخت ودوز وسایل ولباس عروس وحتی در این مدت عروس را عقد میکردند ویا در شب حنا بندان عروس را عقد میکردندوشروع عروسی معمولا از روز یکشنبه و اغازی به تمام معنی شادی افرین... ادامه دارد
نگارنده زلیخا صبا

مثل تالشی زلیخا صبا
گرمه پلا هده اَمه سوته کع سره پلا فو دَکَرم
پلوی گرم اینقدر مارا سوزانده که پلوی سرد را هم فوت می کنیم
کنایه است که اینقدر از همه طرف ضربه دیدیم وبی اعتمادی دیگر نمی توانیم به کسی اعتماد کنیم و قبول داشته باشیم
زلیخا صبا

داله داله مزا..یک نوع بازی وسرگرمی قدیمی در ماسال است..یک تکه چوب نیم سوخته را که در نوکش مقداری آتش هست این ور انور تکان میدهند ومیخونند داله داله داله امیری ژن کتاله
باروبنش پریه کرا شو ب گیریه گیریه خر دریه خری بر م دار آکوم دار نی لیو آده لیویبرم
بزی را بزنی شت آده شتی برم ملا را ملانی قران آده قرانی خونوم خدا را خدا امه عمری ده چمه دشمنون مرگی ده
