عمر من
عمر من بود به مانند سراب
که زدور بود یکی دشت پراب
یا چوگیسو به مانند طناب
که به هم بسته چون تار رباب
عمر من گوی قشنگی چوحباب
که به یک فوت اجل پخش روی اب
عمر من بود یکی جام شراب
که بنوشی به هنگامه خواب
عمر من گر لب بام است افتاب
می رسد شب رود پشت نقاب
زندگی طی شد چون رعد وشهاب
مرگ جدا کرد مرا با تب وتاب
میروم دور بسی در افاق
میزنم کور سویی در مهتاب
چوشوم دور شوم گوهر ناب
میگذارند سپس عکس مر ادر یک قاب
ارزو هست که کنم دق الباب
سخنانم شود ختم خطاب
تا نهایت میشوم من نایاب
رنگ ورورفته در ان حلقه قاب
جسم من رفته در قعر تراب
روح من رفته به همراه سحاب
نام من رفته توی کهنه کتاب
که فروریخته چو دیوار خراب
گاه گاهی از نسل شباب
بهر گورم گذرند بهر صواب
رفته رفته روم از یاد اعقاب
عکس من پوک شود از توی قاب
ای صبا حیف که عمرت به سراب
بگذشت و نشدی توسیراب
زلیخا صبا

ضرب المثل تالشی
اسب پیشکشی گازی نشمرن
یعنی اگر از طرف کسی هد یه ای به شما رسید ایراد از ش نگیرید
این مثل را برای کسانیکه اگر لطفی هم به انها شود باز ممنون نمیشوند وهمش ایراد می گیرند

شاخ گوزن درجنگلهای ماسال ،یکزمانی در ییلاقها وجنگلهای ماسال حیات وحش فراوان بود گوزن وآهو پلنگ روبا ه دم خاکستری وگرگ که شاید برای مردم این زمان وجود این حیوانان در ییلاقها یی چون اولسبلنگا باور نکردنی باشد من شاخ این گوزنها را در منزل چند نفر از فامیل هایم دیدم واین یکی را در خانه خودمان دارم نه اینکه شکار کرده باشند بلکه این شاخ گوزن را همسرم در جوانی در بالادست اولسبلنگاپیدا کرده ومثل اینکه شاخ گوزنها در پیری کنده میشود وغرض ازعرض بنده این است که نسل این موجودات چگونه با هجوم وسایل وترددماشین وآمدن مدرنیته ریشه کن شده که واقعا هم اینطور شده چون سالهاست که کسی دیگر از گوزن وحتا آهودر جنگلهای تالش حرفی نمی زند
زلیخا صبا

حرف دلم با کی زنم . رازدلم افشا کنند
جارم زنند رسوا کنندبیگانه با ما گشته ام
تخم ریا افشانده شد در کشتزار دوستی
صدق وصفا رفت از میان بیزار زدنیا گشته ام
گوشه نشین خلوتم دور از هیاهو همهمه
در خلوت تنهایی ام دنبال رویا گشته ام
طی شد همه ایام من آخر نشد هجران او
چشم انتظارحسرت به دل راهی زدنیا گشته ام
در وادی حسرت کنون آواره در کوی جنون
چون مجنون سر گشته ای دنبال لیلا گشته ام
ابیاتی از غزل گوشه نشین زلیخا صبا
