عروسی های تالشی در ماسال قسمت چهارم
عروسیه بخش وبورم
در عروسی های گذشته از طرف فامیل های درجه یک داماد مثل پدر بزرگ ومادر بزرگ وعمو ی بزرگ ودایی اگر اولین نوه پسری ویا دختری بود برایش عروسیه بخش میداند..عروسیه بخش که شامل گوسفند وبرنج صدری ودم سیاه وپارچه های نفیس یکی دوقواره و کله قند وشیرینی ودیگر مرسومات آن دوره بود آورده میشد وگوسفند را با حنا ومنگوله تزیین کرده وروی شاخ هایش نارنج میزدندووسایل دگر را در مجمعه میگذاشتند ویک چهار قد زیبا بررویش میکشیدند وبر روی سر به خانه داماد میبردند وبا این کار بسیار زیباو نیکو هم در شادی شرکت میکردند وهم کمکی در هزینه های عروسی بودند .
بورم که پارچه های رنگی زیبا ورنگی واز جنس ساتن واطلس بودرا برروی چوبهای دسته بلند دومتری که سه یا چهار شاخه ای درست کردهبودند بصورت درفش بسته وروی شاخک ها نارنج ویا سیب میگذاشتندواینه های کوچک بر رویش نصب میکردند وهمچنین چوراب ودست مال دست به آن آویزان کرده از طرف عمه ها وخاله ودایی وزن دایی وعمو به خانه داماد می آوردند..
این بورم هارا که در حقیقت تزیین وتکمیل شرکت فامیل ها در شادی خانواده داماد بود در ایوان وتلار خانه داماد که زیبایی خاصی به بزم عروسی وصحن عروسی میدادنصب میکردند درپایان روز عروسی وبعداز آوردن عروس وخوردن نهار کشتی گیر های جوان محل باهم کشتی میگرفتندونفرات برنده به عنوان خلعت وشاباش صاحب این بورم ها می شدند.. ادامه دارد
نگارنده زلیخا صبا

عروسی تالشی در ماسال قسمت پنجم
بره بری
در زمان های گذشته چون عروسی را در تالاربرگزار نمی کردند در واقع تالا ردر روستا ها ودر بخشها وشهرها نبود تا مردم در آن عروسی بگیرند وعروسی هارا در خانواد ه داماد وعروس برگزار میکردند. وچند روز هم ادامه داشت بخصوص در خانه داماد.
بنا براین خانواده داماد باید هزینه شب حنا بندان ومهمانان شب حنا بدان خانواده عروس را میداد واین دادن بار وهزینه بصورت خاص ورسم زیبایی به خانه عروس برده میشد که به این رسم زیبا بره بری می گفتند.
یک یادوروز مانده به شب حنا بندان بره را به خانه عروس می بردند ..
بره که شامل گوسفند که بستگی به وضع مالی خانواده داماد داشت یک یا دوراس گوسفند به همرا اردک وغاز سربریده وتمیز شده حالا به هر تعدادی که لازم بود بهمرا برنج و چای قند و شیرینی از پیاز تا سیب زمینی ومیوه وهمه چیز که برای تهیه یک شام عروسی در خانه عروس لازم بود در این بره باید میبود.
گوسفند هارا تزیین با حنا ومنگوله میکردند وشاخ هایش را نارنج میزدندو بار های سنگین مثل برنج وسیب زمینی و دیگر وسایل را بار اسب میکردندو پارچه رنگی سر بار میکشیدندوسایل دیگر شب حنا بندان را در هفت تا دوازده سینی یا مجمه میگذاشتند و چار قد های زیبا برروی این مجمه میکشیدن ودخترهای دم بخت فامیل وهمسایه با پوشیدن لباس زیبا ی محلی به همراه ساز ونقاره روانه خانه عروس می شدند.
وبعداز رسیدن به خانه عروس ومادر عروس بر سر اآورندگان بره گل و نقل میریخت و به کسی که همراه گوسفند و بار اسب ودختران مجمه به سر شاباش وبره سری میداد وبعداز پایکوبی وشادی وخوردن شیرینی که یکی دوساعت طول میکشید بر میگشتند تا شب حنا بندان ...ادامه دارد
نگارنده زلیخا صبا

عروسی های ماسالی تالش قسمت هفتم
گِشه بری (عروس بردن) (1)
در این روز با شکوه برای عروس ودامادوشادی بخش برای دوخانواده ودوستان وآشنایان فضا ی حاکم حال وهوای دیگری داشت بخصوص در دو خانواده.
در خانواده عروس یک حس حزن انگیزی حکم فرما بود چون دخترشان وپاره تنشان از آنها جدا میشدونگران آینده وخوشبخت شدنش بودندوخانواده داماد شاد بودند که پسرشان سر وسامان میگیرد.
در زمان دور که هنوز ماشین به مناطق تالش وبخصوص بین محلات ماشینی در رفت وآمد نبود اصلا جاده ای برای تردد ماشین نبود ،برای اوردن عروس از محلی به محل دیگر از اسب استفاده میکردند.
به این صورت که سوارانی از زنان ودختران جوان ومردان طایفه وفامیل سوار بر اسب های زین کرده برای اوردن عروس راهی میشدندبه همرا سازو نقاره..
جالب ترین صحنه در روز آوردن عروس همان سوار کاران بودند که تارسیدن به خانه عروس بین مسیر دوخانه سوارکاری میکردند گاهی حالت مسابقه ای داشت وتاوقتی که وارد حیا ط عروس می شدند.
دراین زمان عروس وهمراهانش اماده حرکت بودند.
عروس خانم که لباس زیبای محلی پوشیده ویک ساتن دور دوزی شده سفید یا قرمز بر روی سر انداخته بود یک آینه کوچک به نشانه روشنایی ونوربودکه عروس به همراه خودبه خانه بخت میبردنیز بر روی پیشانی بر روی این ساتن سنجاق میکردند وبا دعای خیر پدر ومادر اماده بیرون امدن از در خانه میشد در این موقع برادر عروس سر در میایستاد وکسیکه میخواست عروس را از در بیرون بیاورد باید به برادر عروس سر دری میداد.
دراین هنگام پدر ومادروحتی عروس یک حس دلتنگی داشتندونوازنده سازهم با نواختن ساز به این حس دامن میزد.
دست عروس را میگرفتند واورا سوار بر اسب آراسته مخصوص عروس میکردند.
دراین موقع سوارکاران در دوطرف عروس در تاخت وتاز بودندیعنی تا مسافتی می رفتندو دوباره به نزدیک اسب عروس برمی گشتندوبه این ترتیب با شادی وهل هله عروس را که تعدادهم فامیل های عروس هم به این سوار کاران اضافه شده بودندتا خانه داماد همراهی میکردند... ادامه دارد
نگارنده زلیخا صبا

اِشتِع ویند هِ کو هَرگِز سیر نا آبوم..... تِنَه بومونوم هَرگِز پیر نا آبوم
چمِع تاریکَ شَوون کو چِرای رهَ .........چمِع سخته روزگاری بِرای ره
بی اِشتِع دِنیا مِرا هیچ و پوچه.... همه جا زِم گته وسَرد وسوجه
چمع ِ عمری سَریکو عمری ره تِع... تِع چمِع صب شوی کو سوری ره تِ
بی اِشتِع دیلی کو غم خومه گره.... اِشتِع دوری چمِع جانی ویگِرهِ
خِدا کو خام تع را دِرازه عمری .....شادیه دیل بداری وصبوری
شعراز زلیخا صبا

