باقلی خورش
مواد لازم
باقلی خشک کشاورزی یا پاچه باکله100 تا 100 گرم
سیر 1بوته
تخم مرغ دوعدد
شوید خشک 3قاشق غذاخوری
نمک وزردجوبه به اندازه
طرز تهیه
ابتدا باقلی را در ظرفی ریخته ویک لیوان اب رویش میریزیم وروی شعله اجاق می گذاریم تا یک جوش بزندتا پوستش براحتی وبعداز سرد شدن گرفته شود یا اینکه یک شب انرا در اب می خیسانیم وپوستش را می گیریم وبعد یک بوته سیر را وباز بستگی به ذایقه دارد من گاهی دوبوته سیر میریزم را نیز پوست گرفته وباقلی وسیررا می شوییم و با روغن تفت میدهیم و بعد زردجوبه را اضافه کرده وشوید را نیز تفت میدهیم ونمک ریخته وبه اندازه دولیوان یا دولیوان نصف اب می ریزیم ومیگذاریم بپزد وقتی که خوب پخته شد در اخر تخم مرغ ها را شکسته یکی را با قاشق تکه تکه در داخل خورش می ریزیم ویکی را هم برای زیبایی درسته می ریزیم وبعداز یک یا دوجوش زدن خورش ما به همین راحتی آماده میشود وخیلی هم خوشمزه است وهمرا ه یک تکه ماهی شور ویا دودی وبه همراه زیتون پرورده ویا سیر داغ نوش جان می کنید
زلیخا صبا

تکیه کردِمه خِدا سایه کو
گول کارمه اِشتِ راه و ریه کو
هَزاره شو نشتیمه تا روز آبه
خوندِمه تا بخسیر تع لایه کو
شعراززلیخاصبا
الهی رنگیینه گافرو بنی...این اصطلاحی بود در تالش گذشته به تازه عروسها میگفتند در حقیقت دعای خیری بود برای خوشبختی زوچ های جوان
رنگینه گافرو (گهواره رنگین)
در ماسال ودیگر مناطق تالشهارسم بر این بود که برای بچه ونوه اول مادر بزرگ (مادری،
)گهواره رنگین(سیسمونی امروزی) بفرستدکه این گهواره شامل یک تخخواب کوچک گردان یک متری که دسته داشت برای تکان دادن اینکه بچه را بخوابانند
کفه این گهواره از یک تخته پهن که وسطش یک سوراخ دایره مانند به اندازه دهانه آوخونه یا آرخونه که یک لَگَن سفالی برای جمع شدن ادرار کوچک بچه بود داشت.
دوتا تشکچه به اسم بالشمه که لبه هایش را مشمع میگرفتندورویش ملحفه پهن میکردند ویک پشتی زیر سری ویک شمد کوچک دولایه برای پوشاندن سینه بچه به اسم سیناده ودوتا ور بندینه که بجه را با ان در گهواره میبستند تا بچه از گهواره نیفتدو یک گافرو سَرده که همان روتختی که از پارچه قشنگ که از ساتن رنگین بودو دور چین دار.. وبرای سرگرم شدن بچه اویزهایی که بچه خوشش میامد به دسته گهواره میبستند مثل منگوله وجق جقه های که صدا میداد
مادران قدیم بچه را در گهواره میخواباندند وبایک دست گهواره را تکان میدادند وبادست دیگر یک سینی برنج پاک میکردند وبرای اینکه بچه بخوابد برایش میخواندند
بخِس بخس بَلَه روز آبه نیه.. ستاره ی اسمون کَم آبه نیه
بخس بخس صبی بی کوچ بکَرم.. سی مرغی مورغونه بی پوچ بکَرم
سیمرغی مورغونه پوچ کرده نِبو .. دیلی گته بَله پس هشته نِبو
زلیخا صبا

اوایی که برای کودکان در ییلاقها زنان دامدار تالشی میخواندند
نِره نِره
نِره نِِره دو دو ..چمه مالِن شینه کوه
اَمه را شون وَرده ماست ودو
ویشتری روئن کمتری دو
تر هَرن تازه هَرن
هرکسی نبرمع
ایرا بوجا ووهرن
رلیخا صبا

وجین دِواره
وجین خوب بکر دِواره مَکر
چمه تازه گشه آواره مَکر
آواره کر اِشتن آواره بوبو
کوه بَکو ه بگردی صد پاره بوبو
وجین ودواره بعد از عمل کاشت نشا و جا گرفتن ریشه ی نشا در زمین در گذشته زنان پرتلاش کشاورز به مدت دوهفته هم به خود فرصتی میدادند وتا نفسی تازه کنند وهم اینکه نشا برنج رشدی کرده وریشه دار می شد .. ودر این مدت همزمان با رشد ونمو نشا علفها هرز نیز بالا می امدند که در بعضی مزارع رشدشان بیش از نشا بود وزحمت وجین کرد ن که همان در اوردن این علف ها بودبیشتر بود ..
وجین کردن مزارع اکثر ا توسط یاوران مزارع ودستجمعی وبا خواند ن دستونهای شاد و هلهله انجام میدادند گوشی گوار پادشا نقرلی گوارپادشا ..امه ورده تازه گشه .. شمه بایه تماشا وترانه ها ودستانهای زیبا وبسیاری دیگرکه از رنج وزحمت کار کاسته میشد و نیرو میگرفتند در ضمن وجین را باید با دودست انجام می دادند ودر حالیکه دواره بعد از اینکه نشا به اندازه کافی بزرگ میشد اکثرن بعد از ظهرها زنان می رفتند و معمولن با یک دست که برروی زانو تکیه داده وزیاد هم خم نمی شدند وبا دست دیگر در حالیکه در بجار کیله راه میرفتند وتک وتوک علفهای هرز در امده را می کندند یادشان همیشه در دل
متن از زلیخا صبا
