کوکوتی تی

فرهنگ وادب تالش

کوکوتی تی

فرهنگ وادب تالش

پچین آچین (خانه تکانی) زلیخا صبا ماسالی تالش

پچین آچین (خانه تکانی)
پچین یعنی برداشتن بلند کردن آچین یعنی زدودن وچیدن وپاک کردن 
پچین آچین یا خانه تکانی در ایام عید از دیر باز تاکنون در نزد ایرانیان از رسوم بسیار زیبا ومتداولی ا ست که نه تنها کم رنگ نشده بلکه هرسال بیش از سالها ی پپیش خانواده هادر اجرا وبرگزاریش با هر مرام ومسلکی مصرتر میباشند وانرا لازم الاجرا برای پیش واز وامدن سال نو به همراه طراوت وشادابی می دانند ..
این رسم زیبا در نزد خانواده های مناطق تالش نشین نیز کما کان شور وحال دیگری دارد .
خانواده های تالشی زبان عقیده دارند تا قبل از چهار شنبه سوری باید تمام خانه واطراف خانه از گرد وغبار وریخت وپاشهای زمستان بجا مانده پاک وتمیز شود وحتا
اگر دارای باغ وباغچه ای باشند باید علف هرز ش را وجین کرده وشخمی زده وبذری وگل وگیاهی کاشته شود.
در گذشته که خانه ها اغلب دیوارهای چینی و یا خشت گیلی بود در اوایل تا وسط های اسفند زنان ومردان سخت کوش تالشی زبان دیوار های خانه را با آهک یعنی زمانی که هنوز رنگ به بازارهای ایران نیامده بود سفید می کردند وحاشیه وایوان وبعضی از قسمتهای دیگر خانه را که کاربرد آشپزخانه ویا دود خانه را داشت با یک نوع گیل خوشرنگ زرد که مقداری خرده های شلتوک به اسم فل یا پوف برای بیشتر چسبندگی اش بر روی دیواره هادر این گیل می ریختند وحسابی لگد مالی کرده وبعد با دست بر روی دیوار می مالیدند که این مالش گیل به دیوارهارا آلاوه می گفتند وسفید کردن دیواره های سفید خانه وخانه مهمان و بالاخانه را که اهک را در یک تشت با مقداری نمک واب مخلوط کرد ه ونمک را به این خاطر در آهک می ریختند که اهک خاکه نکند وریزش گرد سفید نداشته باشد وسپس شیر زنان تالش بجای برس رنگ جارو را به مخلوط آهک زده وبر روی نردبان تا بالا ترین نقطه دیوار ها را با آهک سفید میکردند.که به این کار ویشور آلوه میگفتند .. وفرشها را در رودخانه ها میشستند و ملا فه ها ولباسها را میشستند وهمه جا وهمه چیزرا مرتب کرده ومنتظر امدن بهار میشدند.
امروزه واین زمان نیز مردم تالشی زبان باز این رسم زیبا را با جا بجایی وسایل ومرتب کردن کشو وکمد وداور وشستن اشیا ی منزل وپاک کردن در وپنجره ها خلاصه همه گوشه وزوایای خانه را خاک زدایی کرده ودر انتظار بهار شادمانی می کنند 
سال خوبی داشته باشید زلیخا صبا

وخت تنگه دوبیتی تالشی زلیخا صبا ماسالی تالش

خدایا وخت تنگه دیل نی تنگه 
زمونه ناسازه داییم بع جنگه
دیلی لوعه زوونینه نخونو
برمه لوعه دهن هزاره رنگه
شعر از زلیخا صبا
برگردان خدایا وقت کم است دل هم گرفتهاست 
روزگار هم مدام نا ساز گار ی میکند و مدام در جنگ وجدل است
حرف دل وحرف زبان یکی نیست 
حرفی که از دهان بیرون می آید هزار رنگ دارد

میشینه تا تالشی زلیخا صبا ماسالی تالش

میشینه تا

میشینه تا
میشینه تا بوا تِع کا دِرع آی.....
.باهاری بو اُومه تِع ها دِرع آی
اشتِ بو وی تَسه چمه سِراکو.
. باهار نزیک آبه پیشوا کِرا آی
دارون تی ته کَرده دَشتون اَلاله.
.زومُستون کِرا شو آشنا وَری آی
گولون غومچه وَرده سوزه نی پِرمه 
زیزا خندِخونه تنخا زونوم نای
اِشتِ رنگ وبونه دیلِن شاد آبون 
شادیه دیل بوبو هَزارهِ تِ بای
زومُستون شو باهارچِ دومله کو آ 
اِشتِ اومه نَ تع ِ همی کِرا وای

بهارپرندگان زلیخا صبا ماسالی تالش

بهار پرندگان
سبز وزیبا آمد وشد روز نو
گل فشان شد با هزاران آرزو
مرغکان آواز عشق سرمیدهند
هم نوا ی خوش رسد از باغ وکوه
زندگی آغاز شد در سال نو
شادی وسرمستی هست در چشم تو
باز آیند از ره دور ودراز
لانه می سازند به شوق با کاه و مو 
روی شاخسار بلند در کوه ود شت
بلبل از هجران گل کرد گفتگو
یک به یک چهچه زنند در نقطه ای
نغمه ها گویند نشینند روبه رو 
هدهد هم آواز خوش سر می دهد 
یارمن کی آیدو او کو..کو
آن پرنده در قفس با آه گفت 
کی رها گردم زبند با من بگو
تو ی آبگیر قشنگ و مرمری 
با هزاران ناز را ه می رفت قو 
شعر از زلیخا صبا

عید دیدنی زلیخا صبا ماسالی تالش

عیده گردش (عیددیدنی)
خَلا درزین تازه شیی شواری
عیده سلام نشین کفاینه سری
عیده روزی دارا فقیر نداری
دیل شادی کو هیکس فرقی نداری
روزعید وگردش روز عید، عید دیدنی های ایام عید همه وهمه در ایام دور با این زمان البته درشهرهاو روستا ها تفاوت بسیار داشت .
در زمان گذشته روزعید فرقی نداشت که آدم ها از چه طبقه ای از جامعه باشند طراوت وشادی وشادابی از رخسار همه از پیر وجوان وبخصوص کودکان نمایان بود دراین روز حرفی از غم ورنج جه کنم چه کنم بر زبانی جاری نمی شد وحتی اگر کسانی که بودند در اندوهی باز با دیدن هم لبخند برلب وگفتن مبارکباد بهم سال نورا اغاز میکردند . 
همانطریکه در قسمتی که حلوا سازی برای ایام عید گفته شد برای ایام عید خانواده های پر رفت وآمد به علت نبودن قنادی وشیرینی پزی چند شب حلوا سازی از نوع دنگیه حلوا وحلوا ضیابری وحلوا دنگی دوشاب وحلوای تبکه تونی که دم دستی بود برای عیدی گردهای رهگذری که معمولا از اطراف آذربایجان ویا روستا های دور افتاده برای عیدی گرفتن در این روز خودرا به آبادی های اباد تر ومرفعه تر می رساندند.
شورو حال از صبح در افراد خانواد برای تحویل سال نو هویدا بود بعد از اماد ه کردن سفره هفت سین وچیدن حلواجات ومیوه های درختی حیاط خانه از به وپرتقال وخوج وازگیل در سفره هفت سین وگذاشتن شیشه گلاب در کنار هفت سین و پوشیدن لباس نو تمیز ومرتب بخصوص پدر لباس مرتب می پوشید وبا عطر وگلاب خودرا خوش بومیکرد در با لای سفره مینشست وبچه هاهمه مرتب ومنظم دورسفره برای تحویل سال نومی نشستندوبعداز به صدادرآمدن توپ وشنیدن ان از رادیو . پدراماده برای امدن فرزندان بزرگتر واقوام ودوستان 
میشد . وبچه های کوچکتر هم لباس نو می پوشیدند ابتدا به دست بوسی وروبوسی پدر ومادر وگرفتن عیدی دوباره ب به دیدن برادر وخواهرهای بزرگتر ودیگر فامیل می رفتند و پسر بچه ها کلی تخم مرغ از خانه فامیل و همسایه ها می گرفتند وبا هم سن وسالهای خود مورغونه جنگ می کردند وعیدی گردهای دوره گرد هم با گرفتن وحلوا وپول از محلی به محل دیگر می رفتند وهرکس که برای دیدن به داخل می امد پدر وبزرگتر با پاشید ن گلاب بر دست وسرش و وارد شونده با قیچی کنا رسفره چند تا از ساقه سبزه را به نیتی میچید وبه این ترتیب روز عید به پایان می رسید
متن از زلیخا صبا