کوکوتی تی

فرهنگ وادب تالش

کوکوتی تی

فرهنگ وادب تالش

تاریکه شودوبیتی تالشی زلیخا صباماسالی تالش

اریکه شو بوشو صبی روز آبو
خِدا کو خام چمه کارنی دوز آبو
دِچمم دری کو بَ تا در آبو 
اِشتع قدی بوینم دیل شاد آبو 
بِمرم اَز اشتع قدو بالا را 
اشتع دیل شاد بوبو غمم کم آبو
زلیخا صبا 
برگردان 
شب تاریک برود وفردا شود
از خدا میخواهم کارما درست شود 
دوچشمم به دراست تا در باز شود 
قد و بالایت را ببینم تا دلم شاد شود 
بمیرم من برای قدو بالای تو
دل تو شاد شود از غم من کم می شود

شعرضرب المثل تالشی ماسالی زلیخا صبا ماسال تالش

شعر ضرب المثلی
خِدا جان تخته تاشه تخته بِ تخته پِرَنِ

آدَمِن هرچی بوبون هَجور اَوون راویرَنِ

خِدا لِس صدا نِدارِ تِ زونی؟

اَگَ دیلی بیگینِ دَوا نِدارِ تِ زونی؟

هر دَسی نَ تِ آدَی هَ دَسی نَ تِ ویگری

خوبی را خوبی اومه بد بِکَری بَد ویگری

صِب ایزی نمازه خونی بوا اسبَ دَنشینَ تِ دیس

بدی کو چِ ویندره کَد خِدا مشنشی دیس

مَژن اَنگِل کار تِ مَردومی را

مَدَوند راه تِ نی راه دَویاری را

سَری بیگر دِ دَسی تا مَچَکِ

مَگری دنیا اِشتِ سَر ویچَکِ

شاعر وا دنیا چکه پَردی مونو

عاقل هرگز چِ سَری نِویمونو

اِشتِ تِله زوونینه مَکَر آسون کَچه داغ

مَردومی کَهون پیشی بِر مَدَکر مَگر تِ باغ

دوء دوء تِ مَکَر دودِمونی بَره مَگِر

گِر گِر ور ور مَژن کَنه چَره دَسته مَگِر

دِروز دِنیا تِ را تنگ مَ آکَر

ای مِشته پِلا سَری خون مَپِکر

مَرزِ دنیا تِ را بِر بندون آبو

کَهو بَر خِردَنون را زیندون ابو

خدا نِکرده اگر روزی شیره

اشتِ خوبی همیشه اَون ویره

دیشمنی را بلند سلام بِکَر پَس آلَکِ

چه کلاه چه سریکو پِشت ویلَکِ

تِ اگر چاره دردی ویندره

اِشتِ راه روشونه و. مولوم بندی ویندره

سختی کو توکل خدا بِکَر

بد و خوبی یندی کو جدا بکر

اشت اسبی دَنش و ایسپیه دَشتی بِداوِن

بولی شی انگله ژنی بتاون .بولی شی انگله ژنی بتاون 
خانم زلیخا صبا
برگردان
خدای عزیز مانند یک چوب تراش(تمثیل) میداند تخته ها راچگونه جورهم کند
آدم ها هرجوری ذاتشان وبا طنشان باشد همان گونه نصیبشان می کند
چوب خدا کتک خدا بی صداست 
اگر به دل کسی بخورد دوا ودرمانی ندارد
3-با هر دست بدهی با همان دست عوضش را می گیری
برای خوبی خوبی می آید اگر بد کنی مطمین بد می بینی
4- صبح که بلند میشوی در باره خوبیها وادمهای خوب حرف بزن
از بدی چه دیدی ادمهای صلح طلب ومیانجی گر را نگاه کن 
5-به کار دیگران گره نینداز وبرایشان مانع تراشی نکن 
6-سرت رابگیر ودنبال شر نرو تا برایت درد سری به وجود نیاید
اگر غیر این کنی دچار درد سرمیشوی ودنیایت اشفته میشود
7-شاعر معروف می گوید دنیا مثل پل شکسته است 
ادم عاقل هرگز روی پل شکسته توقف نمی کند 
8- با تلخ زبانی دیگران را نسوزان وداغ نکن
همش برای دیگران اشکال تراشی ومانع سازی نکن 
9- اخ وناله نکن دودمان را تیره وتار نکن
غرغرو ورو نزن واوقات تلخی گذشته را یاد آوری نکن
10- این دوروز دنیارا برای خودت تنگ وتار نکن
رزق وروزی خود را آغشته به خون دل نکن 
11-نگذار دنیا برایت بسته وگرفته باشد
خونه وزندگی رابرای بچه هایت مثل زندان نکن
12- تا اگر خدای نکرده روزی از این دنیا رفتی
به جای بدیها خوبیهایت یاد انها باشد
13- همیشه برای دشمنت سلام بلند کن وطوری رفتار کن که جا بخوردوپس بیفتد
وازاین رفتارت متعجب شود وبحدی که کلاهش از سرش بیفتد
14- تواگر چاره درد ت را دیدی وبرنامه کارت را واصول زندگی کردن را میدانی
راهت روشن است انگار که قله بلندی مثل مولوم را دیدی
15-پس در سختی ها توکل خدا کن 
بد و خوب را از هم جدا کن
16- اسبت را اسب زندگیرا سوار شو ودر دشت زندگی بتازون 
مثل فنر پیچ کسیکه به زندگی تو ودیگران گره می اندازد بپیچان

طبیعت زلیخا صبا ماسالی تالش

با امدن بهار وسال نو جان وروح انسانها نیزبه تکاپو ودر طلب شادابی وتازگی به پرواز ودر تب وتاب می افتد وطبیعت زیبا برای بر اوردن این خواست انسانها با رویش جوانه ها و شکوفا شدن گلهای رنگا رنگ به انسانها وهمه مخلوقات خوش آمد می گوید وبا زیبا ییها یش روح وجسم را صفا میدهد وما آدمها از این مهمانوازی طبیعت که بی ریا همه امکانات شفا دهنده اعصاب وارامش روان را در طبق اخلاص میگذار د رسم جوانمردی ومروت نیست که انسانها نمک خورده ونمکدن را بشکنند وجواب مادر طبیعت را با بی حرمتی وریختن زباله در زیر درختان ومسیر زیبای کنارجاده ای واتش زدن دار ودرخت وبوته ها وکندن گلهای زیبای کوهستانی اینگونه بجای دست مریزاد طبیعت .. کفران نعمت کرده وقدر نشناس طبیعت باشیند که زدن دست طبیعت وروح گردانی مادر طبیعت جبران نا پذیر است پس مسافران وگردشگران وحافظان طبیعت مواظب ومراقب باشید که چشم طبیعت شمارا میبیند 

سیزده بدر روز طبیعت زلیخا صبا ماسالی تالش

روز طبیعت 

سیزده بدر(روز طبیعت گردی)
به روز سیزده نوروز هرسال 
به امیدی گره بر سبزه بستم
رسم روز سیزده فروردین یا سیزده بدر یاروز طبیعت در ماسال ودیگر شهرهای تالشی زبان از گذشته تا حال تغیرات چندانی نکرده .
تنها فرقی که از گذشته واین زمان بوجود امده این که مردم ممکن است به مسیر های 
دور تر ویا شهر وجاهای دیگر ی برای استفاده از طبیعت که از محل سکونتشان دور است بروند.
سیزده بدر یا روز طبیعت را مردم ایران در هر کجای دنیا که باشند در حقیقت جشن میگیرند وبا نیرو وشادمانی به استقبال روزهای سبز بهاری وکار وتلاش میروند
در زمان های گذشته چون امکانات مسافرتی دور ودراز از قبیل وسایل نقلیه شخصی وعمومی وراههای امن واسفالته برای عبور ومرور برای مردم نبود..مردم در شهر ومحل خود جاهایی بخصوصی از طبیعت را برای گذراندن اینگونه ایام که شهرتی هم داشت روان شده ویک روز تمام از طبیعت و هوای بهاری وانجام رسوم وباورهایی که به ان ایمان داشته وبا انجامش یک نوع عهد وپیمان و جلای جسم وجان در حقیقت وامیدواری به خود واینده در خود می پروراندند.
در گذشته مردم تالشی زبان برای این روز غذایی اماده کرده فسنجان کباب وبه همراه کوکو وپلو کاهو سرکه وحلوا وسبزه نوروز ی به همرا ه افراد خانواده سر به دشت وکنار رودخانه که به این محلها سیزده سرا میگفتند میرفتند وکمتر کسی در خانه میماند مگر افراد پیر ویایکی رابه عنوان (که بره پا) یعنی نگه بان خانه بود در خانه میماند وبعداز رسیدن به محل مزبور که در ماسال محلی بنام سِنگ بست مرکز اصلی این گردش بود که مردم تا بازارواطراف رودخانه پراکنده ودر گردش بودند .
وخانواده ها جایی مصفا را پیدا کرده وفرش پهن می کردند وبساط چای وکاهو سرکه را اماده کرده ومی نشستند ودراین روز دست فروشها هم از قبیل تنقلات فروشی تا کاهو سرکه فروشی بازار داشتند وبساط کاسبیشان رونق داشت.
یکی از اتفاقات شادی بخشی که برای بخصوص جوانان خیلی خیلی سالهای دور اتفاق می افتاداین بود که در این روز پسران ودخترانی که بیرونی نبودند همدیگرا میدیدند ویا خانواده ها در این روز برای پسران خود دراین جمع اجتماعی یک همسر مناسب از خانواده ای می پسندیدند وگاهی هم اتفاقاتی که مورد پسند صددر صد اجتماع روشنفکر امروزی نیست ولی در ان زمان مقبول ان زمانها بود دختروپسری که خانواده با ازدواج انها مخالفت می کردند چون خانواده سالاری بود دختر را فراری میدادند که صدالبته اینگونه وصلتها اغلب با شکست مواجه میشد که یا باید میسوخت ومی ساخت ویا اخر به جدایی می انجامید.
به هر حال جوانان روز شادی داشتند بنیتی سبزه گره میزدند والبته این نیات که اکثرادر دل میکردندوی رواج بود که این است سیزده بدر سال دیگر خونه شوهرویا تازه عروس ودامادها سیزده بدر سالدیگر بچه بغل ویا بزرگتر ها به نیت مشگلاتشان برطرف شود نیت میکرد در حقیقت یک نیرووانرژی مثب کسب میکردن وسبزه هایشان را به اب روان می انداختند وکارناوالهای کشتی گیری ولافند بازی یاطناب بازی و ساز ونقاره وبگو وبخند وهلهله در گوشه کنار سیزده سرا بر پا بود تا غروب وبا دلی شاد به خانه بر می گشتند به امید اینکه روز سیزده خوبی بگذرانید 
با سپاس زلیخا صبا

نسل راش دوبیتی تالشی زلیخا صبا ماسالی تالش

گولیره نسل را شیره براجان
دردون را چاره سازیره براجان
نزونوم اشتع دورینه چ بکرم
چمع محرم رازیره براجان 
زلیخا صبا